شهروند شرکتی، اصطلاح جامعی است که نخستین بار در حوزه مدیریت مطرح شد و ریشه آن در پذیرش مسئولیت اجتماعی توسط شرکتهای امریکایی دهه ۱۹۸۰می باشد. بسیاری از مشاوران تجاری و تحقیقاتی، مفهوم شهروند شرکتی را در سایه سیاستهای مربوط به مسئولیتهای اجتماعی و محیط زیستی شرکتها پذیرفته و توصیه می کنند. در نهایت مفهوم شهروند شرکتی در دهه ۱۹۹۰ ظهور پیدا کرد(راجر،۲۰۰۷) .
تفکر شهروند شرکتی بر این تاکید دارد که شرکت ها نیز همچون شهروندان یک شهر، دارای یک سری وظایف شهروندی و در مقابل دارای حقوق شهروندی هستند. هدف اصلی شهروند شرکتی این است که نشان دهد، شرکت ها بازیگرانی دارای قدرت عمومی می باشند که در قبال حقوق شهروندان واقعی در جامعه مسئول هستند. ریچر(۲۰۰۱) شهروند شرکتی را این گونه توصیف می کند که: شرکت ها شهروند حقیقی نیستند بلکه شخصیت های قانونی می باشند که در راستای دستیابی به کسب سود، ایجاد شده و ملزمند در این مسیر فعالیت ها را تا جایی که تعهدات اجتماعی معلومی را رعایت کنند، انجام دهند. حقوق شرکت نیز توافقات قرار دادی با جامعه است که در صورت رفتارهای غیر مسئولانه شرکت ممکن است نقض گردد.
تگزاس اینسترومنت(۲۰۰۲) شهروند شرکتی را اینگونه تعریف نموده است: «بخشیدن به جامعه ای که در آن فعالیت می کنیم» که این امر سبب می شود آن اجتماع مکان بهتری برای زندگی، کار و فعالیتهای تجاری گردد.
باید در نظر داشت که مسئولیت اجتماعی شرکتی و شهروند شرکتی، صرفا یک هدف نیستند، بلکه استراتژیهای راهبردی برای تلاقی شرکت با اجتماع می باشند )راجر،۲۰۰۷ ( و شرکتها با توجه به راهبرد انتخابی خود یکی از این دو اصطلاح یا روش را برمی گزینند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هم اکنون در خبرنامه ما عضو شوید

هم اکنون در خبرنامه ما عضو شوید

عضویت در خبرنامه وب سایت مسئولیت اجتماعی.اخبار ما را پیگیری کنید.